دختری از ایران
مسافرت
چند روزه به
اصفهان و
اوقات فراغت
در چادگان
فرصتی را پیش
آورد که کتاب "دختری
از ایران"
نوشته ستّاره
فرمانفرما را
تمام کنم. فعلن
کتابهای
تاریخ معاصر
توجهام را
جلب کرده است.
امیدوارم "خانوم"
کتاب بعدی
باشد. چند نکته
در مورد کتاب "دختری
از ایران"
برایم جالب
بود.
اول: در
مقایسه با
کتاب "این سه
زن" که مسعود
بهنود داستان
زندگی سه زن
تأثیرگذار (از
جمله خواهر
ستّاره) و
تاریخ معاصر
را به رشته
تحریر درآورده
است، در کتاب "دختری
از ایران"ستّاره
فرمانفرما از
درون یک
خانواده
ایرانی به
وقایع تاریخی
دوران پهلوی
نگاه میکند.
کتاب به
انگلیسی
نوشته شده و به
فارسی ترجمه
شده است.
دوم:
نویسنده ما را
به درون زندگی
خانواده
فرمانفرما میبرد.
خانواده بزرگ
و پرجمعیتی که
در تاریخ
معاصر ایران (اواخر
قاجار و دوران
پهلوی) نقشهای
مهمی ایفا
کرده است. با
شخصیت
فرمانفرما،
همسرانش و
فرزندانش و
نحوه تعامل
آنها با
یکدیگر آشنا
میشویم و
اینکه چگونه
این خانواده
خود را با
شرایط سیاسی
آن دوران
هماهنگ میکند.
از این نظر این
کتاب کم نظیر
است. یکی از
ویژگیهای این
خانواده
تلفیق سنت و
مدرنیته است.
شاید مهمترین
نشانه سنت در
این خانواده
تعدد زنان
فرمانفرما و
فرزندان زیاد
او باشد و
نشانه
مدرنیته در
این خانواده
اعتقاد راسخ
فرمانفرما به
تحصیل
فرزندان اعم
از دختر و پسر
و ادامه تحصیل
آنها در خارج
از کشور است.
تصور اینکه
چگونه ستاره
فرمانفرما در
شرایط ۶۰ پیش
ایران و در
سنین جوانی (بعد
از دیپلم و قبل
از شروع
دانشگاه) به
تنهایی از
طریق شرق
ایران به
هندوستان سفر
میکند و از
بمبئی با کشتی
به امریکا میرود
بسیار سخت است.
سوم:
دغدغههای
ستّاره
فرمانفرما در
رابطه با
ایران در طول
مدتی که در
خارج از ایران
زندگی میکند
و علاقه او به
بازگشت و
تأثیر بر
زندگی مردمش،
برای بسیاری
از کسانی که
تجربه زندگی
در خارج را
داشتهاند،
آشناست. راهی
را که ستّاره
برای خدمت به
ایران در پیش
میگیرد، راه
سخت و دشواری
است. علیرغم
خاطرات سخت و
دردناک از
خانواده
پهلوی و
ستمهایی که
رضا شاه در حق
آنها روا
داشته است، او
حاضر است با
برای دستیابی
به اهدافش و
راهاندازی
دانشکده
تربیت
مددکاران
اجتماعی با
نزدیکان محمد
رضا پهلوی
تعامل داشته
باشد. این در
حالی است که
خواهر او مریم
فیروز راه
متفاوتی را در
پیش میگیرد.
مریم به حزب
توده میپیوندد
و با رژیم
پهلوی میجنگد.
چهارم:
ستّاره
فرمانفرما در
بیان وقایع و
دیدگاهایش
سعی کرده است
که امانتدار
باشد. این به
این معنی نیست
که نگاه او به
وقایع با نگاه
دیگران از
جمله
خوانندگان
هماهنگ است.
«
خانه»
مسافرت
چند روزه به
اصفهان و
اوقات فراغت
در چادگان
فرصتی را پیش
آورد که کتاب "دختری
از ایران"
نوشته ستّاره
فرمانفرما را
تمام کنم. فعلن
کتابهای
تاریخ معاصر
توجهام را
جلب کرده است.
امیدوارم "خانوم"
کتاب بعدی
باشد. چند نکته
در مورد کتاب "دختری
از ایران"
برایم جالب
بود. اول: در
مقایسه با
کتاب "این سه
زن" که مسعود
بهنود داستان
زندگی سه زن
تأثیرگذار (از
جمله خواهر
ستّاره) و
تاریخ معاصر
را به رشته
تحریر درآورده
است، در کتاب "دختری
از ایران"ستّاره
فرمانفرما از
درون یک
خانواده
ایرانی به
وقایع تاریخی
دوران پهلوی
نگاه میکند.
کتاب به
انگلیسی
نوشته شده و به
فارسی ترجمه
شده است. دوم:
نویسنده ما را
به درون زندگی
خانواده
فرمانفرما میبرد.
خانواده بزرگ
و پرجمعیتی که
در تاریخ
معاصر ایران (اواخر
قاجار و دوران
پهلوی) نقشهای
مهمی ایفا
کرده است. با
شخصیت
فرمانفرما،
همسرانش و
فرزندانش و
نحوه تعامل
آنها با
یکدیگر آشنا
میشویم و
اینکه چگونه
این خانواده
خود را با
شرایط سیاسی
آن دوران
هماهنگ میکند.
از این نظر این
کتاب کم نظیر
است. یکی از
ویژگیهای این
خانواده
تلفیق سنت و
مدرنیته است.
شاید مهمترین
نشانه سنت در
این خانواده
تعدد زنان
فرمانفرما و
فرزندان زیاد
او باشد و
نشانه
مدرنیته در
این خانواده
اعتقاد راسخ
فرمانفرما به
تحصیل
فرزندان اعم
از دختر و پسر
و ادامه تحصیل
آنها در خارج
از کشور است.
تصور اینکه
چگونه ستاره
فرمانفرما در
شرایط ۶۰ پیش
ایران و در
سنین جوانی (بعد
از دیپلم و قبل
از شروع
دانشگاه) به
تنهایی از
طریق شرق
ایران به
هندوستان سفر
میکند و از
بمبئی با کشتی
به امریکا میرود
بسیار سخت است. سوم:
دغدغههای
ستّاره
فرمانفرما در
رابطه با
ایران در طول
مدتی که در
خارج از ایران
زندگی میکند
و علاقه او به
بازگشت و
تأثیر بر
زندگی مردمش،
برای بسیاری
از کسانی که
تجربه زندگی
در خارج را
داشتهاند،
آشناست. راهی
را که ستّاره
برای خدمت به
ایران در پیش
میگیرد، راه
سخت و دشواری
است. علیرغم
خاطرات سخت و
دردناک از
خانواده
پهلوی و
ستمهایی که
رضا شاه در حق
آنها روا
داشته است، او
حاضر است با
برای دستیابی
به اهدافش و
راهاندازی
دانشکده
تربیت
مددکاران
اجتماعی با
نزدیکان محمد
رضا پهلوی
تعامل داشته
باشد. این در
حالی است که
خواهر او مریم
فیروز راه
متفاوتی را در
پیش میگیرد.
مریم به حزب
توده میپیوندد
و با رژیم
پهلوی میجنگد. چهارم:
ستّاره
فرمانفرما در
بیان وقایع و
دیدگاهایش
سعی کرده است
که امانتدار
باشد. این به
این معنی نیست
که نگاه او به
وقایع با نگاه
دیگران از
جمله
خوانندگان
هماهنگ است.
« خانه»

